خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





داستان ناز کردن بعد از زایمان و زن دوم


    بعد از این که زایمان کردم 40 روز خونه مادرم موندم
    روز چهلم همسرم تماس گرفت و گفت میخوام بیام دنبالت برای این که خونه بدون تو هیچ ارزشی نداره

    خواستم ناز کنم 4 تا خواهر مجردم هم تشویقم کردن بنابراین گفتم نه نمیام میخوام دو هفته بیشتر بمونم

    البته این حرف خواهرام بود منم حرف گوش کن

    ناراحت شد و تلاش کرد قانعم کنه ( این جمله رو نمیدونم چیه )

    عصر دوباره زنگ زد و ازم خواست که برگردم خونه اما من بر نظر خودم اصرار کردم

    دیگه با من حرف نزد و سراغمو نگرفت تا دو هفته بعد اومد منو از خونه مادرم برد

    تو راه بهم گفت : من خواستم بیام ببرمت اما تو لج کردی
    منم نتونستم تو خونه تنها بمونم زن دوم گرفتم
    و طبقه بالای خونمون جاش دادم

    تلاش کردم باهاش حرف بزنم سرم داد زد :

    این مطلب تا کنون 26 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : خونه ,خونه مادرم ,
    داستان ناز کردن بعد از زایمان و زن دوم

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر